www.mahdiblog.com

مهدوی


صفحات وبلاگ

انتخابات مجلس از دیدگاه امام خامنه ای
اولين و آخرين وصي
آسيب‌هاي مشترك جامعه علوي و مهدوي

جستجو

دوستان من




همه در فکر خرید شب عیدند کسی فکر شما نیست

 

و در صحبتشان ذره ای از یاد شما نیست؟!

 

انگار نه انگار که شما اصل نیازید

 

و با این همه احوال ای حضرت آقا ! جگر گوشه ی زهرا!

 

خودتان لب بگوشایید و بگویید نیازی به شما نیست...

 

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 | 22:0 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 3 نظر

....

همه هست آرزویم که ببینم از تورویی

 

         چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

 

به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم

 

           همه جا به هر زبانی زتو هست گفتگویی

 

 همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

 

                 تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی

 

چه شود که از ترحم دمی ای صحاب رحمت

 

          من خشک لب هم آخر، زتو تر کنم گلویی

                     

                     

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | سه شنبه هجدهم بهمن 1390 | 15:14 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 29 نظر

آخرین توفان..

به دنبال تو مي گردم نمي يابم نشانت را
بگو بايد كجا جويم مدار كهكشانت را ؟
تمام جاده را رفتم غباري از سواري نيست
بيابان تا بيابان جسته ام رد نشانت را
نگاهم مثل طفلان ، زير باران خيره شد بر ابر
ببيند تا مگر در آسمان ، رنگين كمانت را
كهن شد انتظار اما به شوقي تازه ، بال افشان
تمام جسم و جان لب شد كه بوسد آستانت را
كرامت گر كني اين قطره ناچيز را ، شايد
كه چون ابري بگردم كوچه هاي آسمانت را
الا اي آخرين توفان ! بپيچ از شرق آدينه
كه دريا بوسه بنشاند لب آتش نشانت را

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | شنبه پانزدهم بهمن 1390 | 16:9 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 6 نظر

سمت خدا

منتظر باید بود

 

و گل شب را چید

 

گل شب نور لطیفی است

 

که از سمت خدا می تابد...

 

....

 

ای رها در لحظه هایم چون طپش

 

کی رها گردم من از این کشمکش؟!

 

غصه هایم چون شکوفه باز شد

 

در حریم سرخ دل آواز شد

 

پاک کن گرد دلم را با نگاه

 

تا نگردد آیینه زخمی ز آه . . .

 

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | چهارشنبه پنجم بهمن 1390 | 14:26 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 6 نظر

خبرت هست؟

آيا خبرت هست چه مي كشم؟
از تنهايي خود و ازدحام جمعيت
در غربتي خود باخته، پشت ديوار فاصله
ميان امواج درد و ساحل ناپيداي آرامش
در جاده بي انتهاي عبور
پاهاي تاول زده و عصايي شكسته
مانده ام ميان تن پوشي از اسارت
!در حيرتم
بر تاراج فرصت در دايره زمان
و زواياي بازي كه هندسه عبورم را
تا مرز نبودن كشاندند
و لحظه هاي ناب بودن را در گوشه هاي تنگ اسير كردند
مي دانم خبرت هست چه مي كشم
اي قاصد مانوس سحر
آيا وقت آمدن نفسي تازه بر اميد نفس باخته ام نيست؟

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | جمعه شانزدهم دی 1390 | 17:50 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 13 نظر

گریۀ مکتوب

ای راحت دل های پریشان، نرسیدی

ای فصل بهارانۀ ایمان نرسیدی

 

خواندند تو را گریه کنان مردم گریان

گفتند که بشتاب و شتابان نرسیدی

 

بر جمعه دعا از لب عشاق شنیدی

محروم تو ماندند و به ایشان نرسیدی

 

روز آمد و شب رفت و زمین گشت و زمان رفت

آمین دعا بودی و یک "آن" نرسیدی

 

با یاد تو آغاز شد این گریۀ مکتوب

ای حسرت دیدار به پایان نرسیدی..

 

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | شنبه دهم دی 1390 | 20:11 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 2 نظر

عشق یعنی...

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

 

عشق یعنی با جهان بیگانگی

 

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 

عشق یعنی سوختن  یا ساختن

 

عشق یعنی زندگی را باختن

 

عشق یعنی شعله برخرمن زدن

 

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 

عشق یعنی یا حسین... 

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | جمعه هجدهم آذر 1390 | 18:17 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 13 نظر

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

 

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

 

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش و بت شکن

 

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

 

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

 

دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی...

 

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | شنبه پنجم آذر 1390 | 21:0 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 4 نظر

عشق نیز مال من است

هر کجا هستم، باشم. آسمان، مال من است.

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است.

چه اهمیت دارد گاه اگر می روید، قارچ های غربت.

هر کجا هستم، باشم. زندگی مال من است، آرزو مال من است.

گر چه دلتنگی من به هوای خوش توست!

گر چه این غربت سرد، در پس قرن ها پنهان است.

هرکجا هستم، باشم. جمعه ها مال من است، عاشقی مال من است.

جمعه ها می گذرند، بی حضور خوش تو، در دلم آوایی است.

هرکجاهستم، باشم، عشق نیز مال من است.

 

نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | شنبه چهاردهم آبان 1390 | 20:44 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 12 نظر

امشب


محو توام امشب خبر از خويش ندارم
هر چند كه آواره اين فاصله زارم

يكبار دگر شور تو جاري شده , در من
يكبار دگر وهم تو برده است قرارم

آنسان كه به مضراب , تو را زمزمه كردم
لبريز شد از گام تو آواز دو تارم

تقدير چنان كرد كه تا پاي شكستن
هرگز سخن از نقض تو در بين نيارم

اميد بر آن داشت كه تا گاه رسيدن
چون عقربه اي ثانيه ها را بشمارم
 

 

 


نوشته شده توسط : طيبه شهرياري | یکشنبه هفدهم مهر 1390 | 20:54 | لينک ثابت | موضوع: مهدوی 8 نظر